Wednesday, 8 August 2012

ترکزبانان ایران و داستان پان ترکیسم



مدت چند سال است گاه گاه مدارک تاریخی را در مورد آذربایجان یا ترک زبان های ایران بررسی میکنم. نتایج بررسی های تاریخی در همه منابع به این سه نکته ختم می شود:

 که آذربایجان یکی از خالص ترین شهر های ایران است که در آن اختلاط نژادی کمتر اتفاق افتاده است چراکه نه مهاجمان یونانی به آن رسیدند، نه مهاجمان عرب و نه مهاجمان مغول. 

اینکه زبان ترکی از زمان صفویه به بعد بر آذربایجان تحمیل شد. 

 اینکه نژاد فارس (از هخامنشیان تا به حال) بدون هیچ تردیدی از آذر بایجان ریشه گرفته است. هخامنشیان مهاجرانی از آذربایجان بودند

منابع سخنانم (استاد جنیدی، شاهنامه، کسروی) در این دو نوشته هست:





اما من هنوز این رو نفهمیدم که چرا بعضی از ترکزبانان ایرانی می گویند که ایرانی نیستند و یا فرزندان چنگیز مغول هستند. به احتمال مشکلات خود را با رژیم ایران این گونه بیان می کنند وگرنه شواهد تاریخی در این راستا وجود ندارد. البته میل  خودشان است ولی خوشحال می شوم شواهد تاریخی در این راستا به من معرفی کنید.




Tuesday, 24 July 2012

بدون شرح

دوستان ایرانی که بدون توجه به این که ما در ایران عرب داریم به عرب ها توهین می کنند با دیدن این عکس ها ممکن است کمی احساس شرمندگی کنند.

بدون شرح







Wednesday, 18 July 2012

مرگ بر ...



 دوستان گرامی! در هر مقام و درجه و با هر بینش و دیدگاهی هستید خواهش می کنم تا آخر عمرتان از عبارت "مرگ بر ..." استفاده نکنید.  تاثیرات آخوند رو باید از زبان فارسی زدود. ممنون

Thursday, 5 July 2012

شعری از فردوسی


در برابر بزرگی و خردمندی فردوسی سر فرود می آوریم



چو بستر ز خاكست و بالين ز خشت ---- درختى چرا بايد امروز كشت

كه هر چند، چرخ از برش بگذرد ---- تنش خون خورد، بار كين آورد 


Tuesday, 12 June 2012

مدونا در پیشگاه مردم ایران



باز دوباره یکی تو دنیا بدون این که از مردم ایران اجازه بگیره بدنشو به دیگران نشان داد. خدا این دفعه رو هم به خیر کنه ....



:مرتبط

Sunday, 27 May 2012

آسمان و زمین

شعری از فردوسی


كشيده همه تيغ و گرز و سنان --- همه جنگ را گرد كرده عنان

تو گفتى سپهر و زمان و زمين --- بپوشد همى چادَر آهنين

ز هرّاى اسپان و آواى كوس --- همى آسمان بر زمين داد بوس 

Sunday, 20 May 2012

داستان مبارزه برای خلیج فارس


سیاوش پیشدادی


داستان مبارزه ما با عرب ها سر واژه خلیج فارس داستان جالبی است.  چندی پیش با تحلیل یک کاریکاتور ضدعرب این ایده را   مطرح کردم که  ما تا مغز استخوانمان عربی شده است و قضیه عمیق تر این حرفاست که نام خلیج فارس را حفظ کنیم. در پست دیگری گفتم که اکر فردوسی هم جای انجام کار فرهنگی می نشست و به عرب ها فحش ناموس می داد قضیه از این هم بدتر می شود و ما الان فحش ناموس عربی باید می دادیم نه فارسی چون زبان ما هم رفته بود. پست های من به اندازه کافی منفی گرفت از ایرانیان مبارز در راه وطن.

 امروز که فکر می کردم دیدم چیز های دمه دستی بیشتری هست که عمق فاجعه را نشان دهد. مثلا نام خلیج فارس: خلیج که عربی است و فارس هم عربی شده پارس است. حالا از این که 95 یا به قول مبارزان راه آزادی 90 درسد ایرانیان دین عربی دارند هم می گذریم. مخلص کلام این است که ما تا بیخ استخوان در ایدئولوژی عربی غرق شده ایم و تنها راه رهایی خودمان را در ناسزاگویی و نژادپرستی می بینیم. و به راحتی می توان شکست جنبش های ایرانی در طی این سالهارا با راه نادرست مبارزه توجیه کرد. مبارزه باید بر مبنای دانایی و فرهنگ گرایی باشد آنوقت حتی شکست هم پیروزی حساب می شود.

این مشکل یک مشکل سیاسی است که باید در سطح سردمداران یک کشور حل شود. و اصولا اینکه یک عده مردمی ادعا کنند دریایی نامش چیز دیگریست در حد تارهای صوتی آنها میماند و وجبی از خاک ایران جابجا نمی شود. کاری که از ما بر می آید به عنوان مردم یک کشور خیزش فرهنگی با مطالعه است. کدام آزادی تا بحال از  مسیر نژادپرستی و ناسزاگویی بدست آمده است؟ 

Friday, 18 May 2012

نظریه ای پست مدرنیستی در مثنوی مولوی



سیاوش پیشدادی


در پاسخ به حکم مهدور الدمی شاهین



مولوی- مثنوی- دفتر چهارم:


پس بد مطلق نباشد در جهان --- بد به نسبت باشد این را هم بدان

زهر مار آن مار را باشد حیات --- نسبتش با آدمی باشد ممات

خلق آبی را بود دریا چو باغ --- خلق خاکی را بود آن مرگ و داغ

زید اندر حق آن شیطان بود --- در حق شخصی دگر سلطان بود

آن بگوید زید صدیق سنیست --- وین بگوید زید گبر کشتنیست

گر تو خواهی کو ترا باشد شکر --- پس ورا از چشم عشاقش نگر


کی ما به جایی می رسیم که به سخن نیاکانمان باور پیدا کنیم. کی به جایی می رسیم که بدانیم اخلاق چیزی نسبی است.


پست مرتبط:

آزادی ادیان در دید ایرانیان: مثالی از شاهنامه